قهرمان ميرزا عين السلطنه
5926
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بىصاحب و خراب و گران نيست . اقلا آنجا ظلم و تعدى نمىشود ارزانى هم هست . قصد قتل ميرزا كوچك خان ديروز من خانهء حاجى سيد حسين مجتهد رفتم . او به من گفت كه اطلاع صحيح دارم كه سى چهل نفر از كسان حاجى احمد را از طهران روانه كردهاند ، همه عبا پوشيده زير آن موزر و هفتتير دارند . به آنها دستور داده شده است از بيراهه خودشان را به ميرزا كوچك خان برسانند به عنوان اينكه ما براى كمك شما فرارا آمدهايم و موقعى به دست بياورند ميرزا را مقتول نمايند . اين جمع از جاده به قريهء زياران رفته و از آنجا بيراهه خواهند رفت . من جواب گفتم ميرزا هم از آن آدمها نيست كه فريب بخورد . تلگراف به مسكو خبر ديگرى كه سه روز است در شهر شهرت دارد اين است كه از طهران به مسكو تلگراف شده شما كه صلح كرديد ، عهد بستيد ، پس اين كشتيهاى جنگى و توپخانه چرا از انزلى و غازيان نرفته و نمىرود . جواب آمده است كه اين كشتى و اسلحه مال دونيكين بود . دولت آذربايجان گرفته حاليه هم به سردار محيى فروخته است . ما نسبت به دولت آذربايجان و تبعهء ايران كه تحكمى نداريم . باز شهرت دارد مصادمهء مختصرى با قزاق شده و جمعى از طرفين كشته شدهاند . قدرت مأمورين در الموت مأمورين سرباز و ماليات و تحميلات ژاندارمها الموت را آتش كشيده دادرسى هم نيست . نفرى پنجاه تومان داوطلبى سرباز و ده تومان خدمتانه با هرچه خرجشان بشود به ضرب چماق و شلاق دريافت مىدارند . اين تعديات به مراتب از سابق زيادتر شده است . اگر سابق مىتوانستيم عرض و داد كنيم يا با سرتيپ فوج طرف شويم امروز مجال دم زدن نيست و استغفر اللّه با قزاق و قزاقخانه نمىشود كلمهاى حرف زد . الموتى امسال محصول ندارد ، اميد تنكابون ندارد . با اين حال همان نكاشته ، همان نروئيده را يك من شاه دو قران به سلف فروخته است . صاحبمنصبان انگليسى بعد از رفتن قشون ، قونسلگرى انگليس كوچك مىشود . نايبرئيس زنجان مىرود . اسمعيل خان هم ميل نكرد با اين مواجب زنجان برود . ماژر كاغذى به كلنل اسمايث